در اروپا بین مهاجرین زیاد پیش می آید که یکی از والدین (معمولا پدر)  بچه خود را می دزدد و به کشور خود می برد.  این کار معمولا زمانی پیش میآید که زن و شوهر در جریان جدایی هستند و یا جدا شده اند. از آنجایی که بیشتر جدا شدن ها به ابتکار زنان هست و شوهری که نمی خواهد جدا شود گاهی به این اعمال زشت  یعنی بچه دزدی روی می آورد. نمی فهمم چطور آدم دلش میاد بچه خود را بدزدد و از داشتن مادر برای تمام زندگی اش محروم کند.

در یک پنجشنبه  تابستان 1999 خانم مهناز دختر 5 ساله اش دورسا را در کودکستانی  جنوب استکهلم می گذارد. پدر دورسا طبق معمول بچه را عصر از کودکستان  می گیرد تا تعطیلات  پیشش باشد.  اما عصر روز جمعه پدر دورسا از ایران  به مهناز زنگ میزند.

مهناز میگوید  او در ایران بود و گفت: "ااگر بچه را می خوای بیا ایران". و به من گفت که طلاق ما تقصیر من بود.

یک هفته قبل از این اتفاق شوهر مهناز بخاطر کتک زدن وی دستگیر شده بود.  ده سال پدر دورسا بخاطر بچه دزدی و همچنین حیف و میل  پول انجمنی که او صندوقدارش بود تحت تعقیب بین المللی بود.  جریان حیف و میل طبق قانون اتحادیه اروپا مشمول زمان شد و از پرونده پاک شد. دسامبر 2010 پدر دورسا که به سوئد آمده بود دستگیر شد و روز پنجشنبه دهم فوریه 2011   در دادگاه سوئد  بخاطر بچه دزدی  به حداکثر مجازات یعنی 4 سال محکوم شد. همچنین او باید بعنوان خسارت 210 هزار کرون به مهناز و 50 هزار کرون به دورسا بپردازد.

اما نه پلیس و نه مهناز از دورسا که الان 17 سالش هست خبری ندارند. مهناز میگوید: اگر دورسا دوست دارد به سوئد بیاید ترتیب پاسپورت و بلیط همواپیمایش را داده ام  که در سفارت سوئد در تهران هستند.

نقل از نشریه مترو