خاله من که یک پسر کوچک دارد شوهرش با یک خانم دیگر هست و با او زندگی میکند. خاله ام میخواهد جدا شود ولی او نه طلاق میدهد و نه با او مثل خانواده معمولی زندگی میکند. چندبار دادگاه داشتند اما همیشه شوهرش برنده شد. بیچاره خاله ام حتی نمیتواند به ما سر بزند. چون باید اجازه شوهر را داشته باشد و او هم اجازه نمیدهد. حتما خیلی زنها هستند که وضع زندگی و خانوادگی شان بدتر از خاله من هست. این را گفتم تا به نابرابری جنسی و بی حقوقی زنان اشاره کرده باشم. در سوئد برعکس در مسائل خانوادگی و اختلافات تقریبا همیشه خانمها در دادگاه برنده میشوند. البته کمتر کار به دادگاه کشیده میشود. مثلا اگر جدا بشوند و بچه داشته باشند بدون چون و چرا مادر تصمیم میگیرد بچه نزد کی زندگی کند. اغلب بیشتر امکانات زندگی مثل خانه و دیگر اموال اگر از قبل توافق نکرده باشند و ننوشته باشند به خانمها میرسد. طنز زیر هم بیانگر همین روابط زن و مرد در سوئد هست.

یک مرد به یک فروشگاه اسباب بازی فروشی میرود تا برای کادوی تولد دخترش یک باربی بخرد. از فروشنده می پرسد:
قیمت این باربی های پشت ویترین چنده؟
فروشنده جواب می دهد:
منظورت کدامشان هست؟ چند نوع هستند:
باربی کارمند 150 کرون
باربی اهل خرید 150 کرون
باربی ساحل دریا 150 کرون
باربی دیسکو 150 کرون
باربی بالرین 150 کرون
باربی فضانورد 150 کرون
باربی ورزشکار 150 کرون
باربی که از شوهرش جدا شده 2000 کرون
مرد خریدار با تعجب می پرسد چرا بقیه 150 کرون هستند ولی باربی جدا شده از شوهر 2000 کرون؟
فروشند که یک مرد بود با تعجب به خریدار نگاه می کند و با آهی میگوید:
آقای محترم …اگر اسم شوهر سابق این باربی را کارل فرض کنیم در آنصورت ماشین کارل، خانه کارل ، قایق کارل ، مبل های کارل ، کامپیوتر کارل و یکی از دوستان کارل هم رویش جزو خرید هستند.