چکمه های تنگ
بیرون برف بود و هوا سرد. اما آرش و دو تا بچه دیگر مصمم بودند بروند توی حیاط مهد کودک
آرش از مربی مهدکودکش خواهش می کند تا در پوشیدن چکمه اورا کمک کند. چکمه ها خیلی تنگ بودند. عرق مربی کاملا درآمد تا توانست بعداز ده دقیقه تلاش پاهای آرش را تویشان کند. وقتی کارش تمام شد آرش گفت: چکمه ها را چپ و راست کردی پام
بیچاره مربی چشمانش باور نمی کردند. چند دقیقه ای طول کشید تا چکمه ها را درآورد ودوباره شروع کرد به تلاش . روز از نو روزی از نو. وقتی برای بار دوم چکمه ها را پاش کرد آرش گفت: اینها چکمه های من نیستند
مربی نزدیک بود از عصبانیت منفجر بشود. نگاه غضبناکی به آرش کرد و برای اینکه جلوی خود را بگیرد و بلایی سر آرش نیاورد نفس عمیقی کشید و گفت: باشه درش میاریم
چکمه ها را در می آورد و با صدای بلند می پرسد: چراهمان اول به من نگفتی؟
آرش جواب می دهد: این چکمه های برادرم هست. مامان میگه همینها را بپوشم تا سال دیگه برای من هم بخرند.
اشک از چشمان مربی سرازیر شد، البته نه بخاطر آرش بلکه به حال خودش. برای بار سوم چکمه ها را پای آرش می کند و می پرسد دستکش نداری؟
آرش جواب می دهد: چرا دارم اما اونا رو توی چکمه گذاشته بودم
نتیجه: ضرورت اندیشیدن قبل از هر اقدامی
یلدا و یول
سوئدی ها به کریسمس میگن یول و یول همیشه با یکی دو روز فاصله دور و بر یلدای ایرانیها هست. وقتی پدرم با دوستانش خانه ما جمع میشوند و از یلدا و نوروز صحبت میکنند من اینطور میفهمم که خیلی از ایرانیها فکر میکنند کریسمس و سیزده بدر را از ما ایرانیها گرفتند. شاید راست میگن و شاید هم نه. اما یک چیز برایم یقین هست که ایرانیها توی این زمینه خیلی زیاده روی و غلو میکنند. یک سریال تلویزیونی قبلا اینجا نشان میدادند که درباره یک ایرانی که جواب رد گرفته و باید از سوئد اخراج بشود بود. البته من سریال را در تلویزیون ندیدم، بلکه صفحه اش را گرفتم و همه اش را یکباره دیدم. در یک صحنه ایرانی که با یک سوئدی بحث میکرد همین حرفها را میزد و گفت:« حتی توی وقت و زمان هم شما از ما عقب ترید». در سوئد زمان دوساعت با ایران فرق دارد. اگر اینجا ساعت 12 باشد در ایران ساعت 14.30 هست
احتمالا برگزاری یول و یلدا ریشه مشترکی دارند. سیزده روز بعداز یول روز سیزده بدر سوئدیها هست. مثل ما که بعداز نوروز سیزده بدر داریم. اینها هم درست موقعی که ما نوروز را برگزار میکنیم در تقویم شان روزی دارند بنام «برابری روز و شب» . و همچنین مثل ما که در سیزده بدر دروغ سیزده داریم اینها هم در اول آوریل که درست سیزده فروردین میشود دروغ آوریل دارند. و مثل ما در ایام عید پاک که مترادف با روزهای نصفه اول فروردین هست شیرینی عید پاک میخورند و تخم مرغ را رنگ میکنند
فکر نمیکنم کسی این روزها و مراسم را از دیگری گرفته باشد. اینها مال همه هست و بنظر من دلیلی هست بر اینکه همه مردم دنیا، از هر رنگی که باشند ریشه مشترک دارند و این روزها یادگار دوره ای خیلی دور است که بابابزرگ ها و مادربزرگ ها ی ما هنوز اینقدر در دنیا پراکنده نشده و رنگهای متفاوتی نداشتند
اما اگر حرف من درست نباشد و هم حرف پدرم و دوستانش درست باشد و همه این مراسم ها را اروپاییها از ما گرفته باشند جا دارد که درسی از آن بگیریم. یعنی ببینیم اروپاییهایی که از نظر تمدن و فرهنگ از ما عقب تر بودند با یادگیری از ما توانستند از ما جلو زده و به اینجا برسند. پس ما هم باید تعصب و خودبزرگی را کنار گذاشته و از اروپاییها یاد بگیریم و حداقل به آنها برسیم
جدا از همه ی این حرفها برای بچه های خارجی و از جمله بچه های ایرانی در سوئد این جشن ها و مراسم یک حسن بزرگ دارد چون آدم هم کریسمس و هم یلدا هم نوروز و هم عید پاک کادو میگیرد